على محمدى خراسانى

127

شرح كفاية الأصول (فارسى)

بكوشد و پس از يأس و نوميدى جاى اصل برائت است . حال اين مقدّمه يعنى تعلّم احكام آيا واجب است يا نه ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : اين قسم از مقدّمه ، واجب است ؛ آن هم مطلقا . يعنى چه نسبت به واجبات واقعيّه‌اى كه مطلق و بدون قيد و شرط هستند ، و چه نسبت به واجباتى كه مشروط و مقيّد هستند و هنوز شرط آنها حاصل نشده است ؛ ولى فراگيرى و شناخت آنها لازم است . اصل لزوم معرفت اجماعى است و كسى منكر نيست و جاهل مقصّر كه نرفته و احكامش را نياموخته معاقب است ؛ ولى مرحوم آخوند مىفرمايد : اين وجوب يك وجوب شرعى نيست و آن وجوبى كه در مبحث مقدّمهء واجب مطرح است ( كه از راه ملازمه وجوب شرعى غيرى مولوى مقدّمه را مىخواهيم ثابت كنيم ) اينجا مطرح نيست . [ چرا كه به قول مرحوم مشكينى : اين مقدّمه واجد ملاك وجوب غيرى ملازمى نيست ؛ زيرا ملاك وجوب غيرى توقّف وجودى است و اينكه مقدّمه از مقدّمات وجوديّه واجب باشد و معرفت و تعلّم ، مقدّمه وجودى نيست ؛ زيرا بدون آن هم مىتوان ذى المقدّمه را انجام داد . مثلا احتياط كند و جمع ميان ظهر و جمعه نمايد . يا يكى از محتملات را انجام دهد و تصادفا مطابق واقع درآيد و . . . پس وجوب شرعى ندارد . ] بنابراين وجوب معرفت و تعلّم به حكم عقل است و عقل هر عاقلى مستقل است به اينكه براى تأمين از عقاب و مؤاخذه و معذور بودن ، هرجا احتمال تكليف داد بايد به جستجو و تحقيق و تعلّم بپردازد و ارشاد به نجات از عقاب است و اگر هم از شارع خطابى صادر شود ارشادى و تاكيدى خواهد بود نه مولوى . قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه در باب وجوب معرفت مبانى مختلفى وجود دارد : 1 - عدّه‌اى مثل صاحب مدارك به وجوب نفسى تهيّئى ملتزم شده‌اند . 2 - گروهى مثل مرحوم آخوند به وجوب ارشادى عقلى براى ايمنى از عذاب ( نه براى تحصيل غرض مولى ) ملتزم شده‌اند . 3 - برخى طرفدار وجوب ارشادى عقلى به مناط حفظ غرض مولى ، شده‌اند .